بسمه تعالی
ضمن عرض سلام و ارادت خدمت هر بزرگواری که این سطور را می خواند پیشاپیش فرا رسیدن سال نو را تبریک گفته سال خوش و پر از موفقیت و سلامت و سعادت را برای ایشان و همه از درگاه الهی آرزو می کنم.
و این غزل بهاریه را بعنوان عیدی پیشکش می کنم. امید که مقبول افتد.
بهار و یار می آید.
زمستان رفته و بوی بهار از یار می آید
به دشت و باغ و بستان طبله عطار می آید
هزاران همصدا با بلبلان مست غزلخوانی
ز صبح تا شام می خوانند، بهار و یار می آید
خدا را چشم بگشا، لختی از خود پای بیرون نه
وز آن خوشتر بهار امسال که زود از پار می آید
مخور غم گر که اکنون مانده ای تنها و بی دلبر
چه می بینی خدا را، شایدت دلدار می آید
تو دل خوش باش و پر از زندگی چون ابر پر باران
که از تو شادی آید ور نه غم بسیار می آید
کنون که نوبت بودن به توآمد ز دور چرخ
بخوبی زندگی کن نیستی ناچار می آید
دلی را شاد کن یا مایه امیدواری باش
گه نالاندن کنون از زخمه ای بر تار می آید
بفکر آب و قرآن باش و هفت سین را مهیا کن
که عید نزدیک و این ایام عجب پر کار می آید.
دکتر عباسعلی اسکندریان(نامی)
25/12 1386
بسمه تعالی
مصطفی کردگار
تقدیم به روح تابناک پیغمبر ختمی مرتبت حضرت محمد ابن عبداله صلوات الله علیه
تو یک گل چیدی اما باغ گل را با خودت بردی
عجب بی رحمی ای ذست اجل ای کاش می مردی
تو با این کار حتی اصل هستی را فنا کردی
ندانستی مگر" لولاک" را که اورا چنین بردی
دگر کی دست خلقت آورد پیغمبری چون او
چو مهر خاتمیت را خدا بر اوی بسپردی
پیمبر بود و بهر کل عالم مهر و رحمت بود
اگر چه بیش از پیغمبران، رنج و تعب بردی
همو که دوست دارد عطر و پاکی و نماز و زن
که بودش مصطفی ی کردگار از دوره خوردی
امین جان و مال مردم و ایات قرانی
خدایش صبر داد از بس غم دین بشر خوردی
بشر شد بی پدر از رفتن آن مایه بودن
به دیدار خدایش رفت ، بشر از داغ افسردی
دکتر اسکندریان(نامی) 17/12/1386
مصاذف با سالروز رحلت جانگداز آن حضرت
بسمه تعالی
آقا حسین جان
ای عزت و شرف، همه از ابروی تو اسلام زنده گشت ز خون گلوی تو
قران ناطقی و چو لب باز می کنی گل می کند خدا ز گل گفتگوی تو
از خون خود گذشتی و خون خدا شدی شد غرق در مذلت و خواری عدوی تو
لب تشنه ات شهید نمودند گر چه بود سر چشمه های آب جهان از سبوی تو
کشتند تو را که نور خدا را کنند خموش شد جاودانه نور الهی ز روی تو
خون مقدست عجین شده با خاک کربلا تا توتیای چشم شده خاک کوی تو
ای جان عالمی به فدای تو یا حسین(ع) جانی و زنده گشت دو عالم ز بوی تو
تو مظهر صفات خدایی در اوج اوج آیا بود به آنکه نظر کرد سوی تو؟
ای آدمی چرا تو چنینی که خون او باید که آب رفته بیارد به جوی تو
یا رب به حق خود کمکی کن که روز حشر نامی پی حسین بیاید به سوی تو
دکتر عباسعلی اسکندریان (نامی)
10/12/1386 مصادف با اربعین حسینی

