بسمه تعالی
ضمن ارادت و سلام، پیشاپیش تولد حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، کوثر ولایت و مادر امامت را به محضر حضرت مهدی(عج الله تعالی فرجه الشریف) و همع مردم مسلمان تبریک و تهنیت عرض نموده و روز مادر و روز زن را نیزبه همه مادران و همسران معزز و محترم تبریک عرض می کنم و غزل زیر را به همین مناسبت تقدیم می کنم:
مادر عزیز
ای مادر عزیزتراز جان من سلام
ای رحمت مداوم حق در یکی کلام
خیر کثیر و مایه هستی چو فاطمه (س)
بر هرکه گشت مادر و بر فاطمه سلام
بعد از خدای جل و اعلی و اولیا
مادر تویی نهایت خوبی و خیر تام
این نام مادر است که عین قداست است
یا رب ببخش به مادر ما عز واحترام
هر چند جایگاه پدر هست بس رفیع
لیکن برای پدر نیز هست مام
دیگر کجا بتوان یافت در جهان
آرامشی که در کنار تو یابیم مستدام
مادر چقدر تو خوبی و هستی بزرگوار
دائم ز خود گذشتی و بخشنده ای مدام
عمری به عزت وبه قناعت گذشت شکر
هر گز تو انتظار نداری ولو سلام
شرمنده تو ام ای مادر عزیز
هرگز نشد بشناسم تو را مقام
مویم اگر سپید گشته و لیکن هنوز هم
طعم محبت تو بمانده مرا به کام
چیزی که در خور شان تو مادرم
چون نیست در کفم بسنده نمایم به این پیام
جانم فدای مهر و وفا و صداقتت
ای مادر عزیز بپایی تو والسلام
ذکتر اسکندریان (نامی) 30/3/1387
بسمه تعالی
دیده غماز او
یار ما هم ناز دارد زینهار از ناز او
ما در اوج سازگاری نغمه ناساز او
موسم اردیبهشت و خنده گل در چمن
گریه ابر بهار و اشک من از ناز او
صبحگاهان چون نسیم امیدوارلطف او
شب پریشان از جفای و جور محنت ساز او
عمر من بگذشت و آزارش زسر کوته نشد
ای امان از این دل بی رحم و جنگ انداز او
من ندانستم که آخر دوست است یا دشمن است
بس که بازی کرد با من، دیده غماز او
بر حذر باشید یاران از جفای دلبران
من که دیگر سوختم از شعله طناز او
دکتر اسکندریان(نامی) 23/3/1387
بسمه تعالی
به مناسبت شهادت مظلومانه حضرت زهرای اطهر که بر همه تسلیت و تعزیت باد.
باعث کل وجود چشم ز هستی ببست
دیده اگر خون فشاند خرده نگیرید از او
چشم فلک خون فشاند در غم او جوی جو
حلقه وصل زمین و اسمان بود و رفت
از غم هجر پدر سخت بفرسود، سخت
بهر چه آزرده شد، مگرچه تقصیر داشت؟
که آنهمه ظلم و جور نوان تفسیر داشت؟
حق امامت برای حضرت مرتضی (ع)
این که خدا داده بود و حضرت مصطفی(ص)
باغ فدک سمبلی بود گه آزمون
بهر چه شد قصب و ناگاه ورق واژگون
اف به چنان مردم و آن همه نامردمی
مرگ بر آن اشقیا بی شرف و دم دمی
گاه بدر می زنند گاه به ضرب غلاف
گاه به زهرا کتک گاه ز اسلام لاف
بسمه تعالی
راه را بر غم بگیریم
امشب بیا تا راه را بر غم بگیریم از هر چه می بایست بیش و کم بگیریم
در کلبه ای زیبا کنار جنگلی سبز با یاد فروردین دلی از غم بگیریم
با اینکه چون وسواس خناس است این راه یک بار هم گور گچ عالم بگیریم
زیر درختی در کنار جویباری بر سینه یاری نم از شبنم بگیریم
یکباره در اتشفشان میل وافر ما خشک گردیم و تری از نم بگیریم
تا مانده آثاری ز دوران جوانی شادی کنیم و داد از ماتم بگیریم
در بذل و بخشش کردن مهر و محبت صیت سخاوتمندی از حاتم بگیریم
همراه نامی در جهان سست بنیاد احوالی از جمشید و جام جم بگیریم
دکتر اسکندریان(نامی) – 17/3/1387
سلام خاص خدا بر صلابتت ای زن
درود جن و بشر بر عدالتت ای زن
هزار غیرت مردان سپر فکند چو دید
به روز واقعه حد شجاعتت ای زن
که آورد به جهان آن مقام و جاه و شکوه
که داده است خدا در کرامتت ای زن
تویی عصاره هستی و عزت انسان
تمامت شرف است از شرافتت ای زن
تویی همان افق با شکوه اقیانوس
نهایت همه هستی نهایتت ای زن
به هم رسیده دو عالم در آن افق که تویی
مسیر فیض خدا از وساطتت ای زن
کز اسمان به زمین آمدی ویا بر عکس
زمین نبوده مکان اقامتت ای زن
ویا تو خود شدی از هر دو برتر ای کوثر
دو عالم است طفیل ولایتت ای زن
تو دختر و زن و مادر شدی به لطف خدا
ز ما درود به اصل واصالتت ای زن
سلام بر آمدن و رفتن و به زندگیت
سلام به رحلت و روز ولادتت ای زن
بود که عفو نمائید نامی محزون
که این ز سوز دل است در شهادتت ای زن
دکتر اسکندریان 13/3/138۷۶
بسم ا. الرحمن الرحیم
در رثای رحلت جانگداز امام راحل(ره)
سالروز رحلت ملکوتی امام خمینی(قدس ا. نفس زکیه) و همچنین شهدای قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ را به محضر شریف حضرت صاحب الامر(ع) همه مسلمانان و ازادگان جهان و شمادوستان گرامی تسلیت عرض می کنم.
ای چرخ گردون آه از گردیدن تو
در بوستان زندگی گل چیدن تو
گلهای باغ آدمیت را بچینی
برگو تو از این رسم طراری چه بینی؟
آن آخرین گل را کز این بستان ربودی
روح خدا بود او, چگونه آغنودی؟
روح خدا در بین ما اهل زمین بود
دست خدایش در میان آستین بود
یاد آور پیغمبر آخر زمان بود
او جانشین حضرت صاحب زمان بود
دیدار او یاد علی را زنده می کرد
دل را ز عرفان علی آکنده می کرد
او مظهری از رحمت للعالمین بود
مرد دعا, مرد خدا, مرد یقین بود
یار ضعیف و خصم ظالم در جهان بود
عدل علی در گفت و کردارش عیان بود
بر منبر وعظ و خطابه اولین بود
گرمای گفتارش چو مولا آتشین بود
یاریگر دین خدای سرمدی بود
احیا گر اسلام ناب احمدی بود
در بین کل مسلمین حبل المتین بود
کوبنده احزاب کفر و مشرکین بود
فرزند زهرای بتول و پور حیدر
بر امت پیغمبر ما بود رهبر
خدمتگزار مسلمین نامید خود را
چون مهر رخشان بر بشر تابید خود را
روح خدا الموسوی اهل خمین بود
او انقلابی همچو مولایش حسین بود
ای کاش قدر و ارزش او را بدانیم
پیوسته بر راه و طریق او بمانیم
نامی نداند چاره ای جز غصه خوردن
سخت است کوثر دیدن و لب تشنه ماندن
دکتر عباسعلی اسکندریان(نامی) ۱۱/۳/۱۳۸۷
بسمه تعالی
بگو چه چاره کنم, درد و داغ می کشدم
وداغ خویش مفرما, فراغ می کشدم
تو دل ببردی و رفتی و هم قرار مرا
به روی تابه نشاندی, چراغ می کشدم
امید امن ندارم ز عشق، خود فرما
کجا ست نغمه بلبل که زاغ می کشدم
مرا خلاص کن از بند غم که مدتهاست
هوای طرف گلستان و باغ می کشدم
تو تکسوار سوار و من پیاده شل
به پی دویدن و پای چلاغ می کشدم
نه طاقتی که بیایم, نه راحتی که بمانم
بگو چه چاره کنم درد و داغ می کشدم
مگو به نامی دل خسته آنچه را گفتم
که گاه نقل خبر چون کلاغ می کشدم
دکتر عباسعلی اسکندریان(نامی)
بسمه تعالی
سالروز آزادی خرمشهر مبارک
مبارک سوم خرداد ماه شصت و یک باشد
هزاران تهنیت ایرانیان را یک به یک باشد
به عمرم چون رسیدم کاملا بر آرزوی خود
همان آزادی آن شهر خونین بود و یک باشد
روز مبارک و خاطره انگیز سوم خرداد را به یاد سوم خرداد 1361 روز
ازادسازی خرمشهر قهرمان و مظلوم از چنگال دژخیمان بعثی به همه
خوانندگان محترم تبریک و تهنیت عرض نموده و برای ارواح مطهر شهدای
اسلام و ایران بخصوص شهدای این عملیات علو درجات و ترویح را از
درگاه الهی مسئلت می نمایم.
دکتر اسکندریان 3/3/1387
بسمه تعالی
خود کرده ی بی تدبیرم
صنما اهل جفایی تو و من می دانم
لیک ناچار کنار دل خوذ می مانم
نه تو دست از سر این جور و جفا برداری
نه دل از تو به این قصه که من می خوانم
من بیچاره چه سازم میان تو و دل
که ز ضعفم چو شه عزل شده می مانم
عمر دادم زکف و وقت جوانی بگذشت
همه در وعده دیدار و کنون حیرانم
چیست تدبیر که خود کرده ی بی تدبیرم
دل من گشت چنین درد و بلای جانم
گر میسر شودم داد خود از دل گیرم
که شب و روز از این کرده خود گریانم
نامی بی کس و مظلوم و اسیر دل خویش
چون توانم که چنین بار غمی بردارم

