بسمه تعالی
فروغ جاودانی
ای مه ناز من، ای تنها امید زندگانی
روشن از رویت دل من، ای قروغ جاودانی
ای نهال آرزوها، ای گل باغ جوانی
ای بهار هستی من ای سراسر شادمانی
ای می پاک بهشتی ، ای شراب ارغوانی
ای لب لعل شکرخا، در و یاقوت یمانی
ای که بخشیدی به من در وقت مردن زندگانی
ای که هستی خالق من بعد خلاق جهانی
ای که هم مهرویی و هم با دل من مهربانی
گر جه هستند خوبرویان شهره در نامهربانی
جان من بادا فدایت، ای که جانان جهانی
جان من کی هست لایق پیش جانان جهانی
ای نشان لطف یزدان، ای وجود آسمانی
پاک و نوشین و مصفا همچو آب زندگانی
ای که دل بردی ز نامی با همه شیرین زبانی
مهربانی تو بادا ای مه من جاودانی
دکتر عباسعلی اسکندریان(نامی)
26/6/1368 - تهران
بسمه تعالی
با عرض سلام و شادباش
سالروز تولد مولود کعبه؛ جان هستی؛ الهه عشق و ذوالفقار
ترنم عطوفت؛ نسیم سرشار از شبنم مهر و شفقت؛ انسان کامل
ولی الله اعظم مولی الموحدین ؛حضرت علی ابن ابی طالب و روز
پدر را به پیروان عالم و عامل حضرتش و تمامی پدران دنیا و همه
دوستان عزیز تبریک و تهنیت عرض نموده به همین مناسبت شعر
زیر را به محضر مبارک ان جناب و دوستدارانش تقدیم می دارم.
امید که مقبول افتد.
پرده به یکسو شد و درب حرم باز شد حریم بیت الهی جلوگه راز شد
غریو تکبیر خاست ارض و سما شاد شد زبان کروبیان به حمد حق باز شد
قلب ابوطالب و فاطمه خوشحال شد فاطمه بنت اسد صاحب آن ناز شد
هزار حمد وثنا؛ خدای منت نهاد
مژده که مولا علی پای به دنیا نهاد
لنگر ارض و سما علی اعلی رسید غنچه هستی شکفت نوگل حمرا دمید
همای توفیق بر شانه انسان پرید عصاره لامکان کعبه دلها رسید
سموم الحاد رفت نسیم ایمان وزید موسم حسرت گذشت شادی جانها رسید
خدا بود میزبان مژده که میهمان رسید وصی پیغمبر و همسر زهرا رسید
هزار حمد وثنا؛ خدای منت نهاد
مژده که مولا علی پای به دنیا نهاد
فقط خدا عالم است به قدر و جاه علی مظهر نور خداست رخ چو ماه علی
ملک سلیمان دگر ز رونق خود فتاد فخر دو عالم شده حشمت و جاه علی
تمام هستی طفیل هستی مرتضی است آدم و جن و ملک خیل سپاه علی
خدا کند افتخار به خلقت بوتراب خدا دهد " هل عطی" به شان و جاه علی
هزار حمد وثنا؛ خدای منت نهاد
مژده که مولا علی پای به دنیا نهاد
سلامت؛خوشبخت و شاد باشید با علی و یا علی
دکتر اسکندریان(نامی)
بسمه تعالی
سلام بر همه دوستان بزرگوار
این روزها حالت عجیبی دارم و در یک تناقض بزرگ مانده ام. احساس می کنم حرفها ی زیادی برای گفتن دارم ولی اصلا طبع همراهی نمی کند. گویی این همه حرف برای نگفتن است. از طرفی چون مدتی است که این وبلاگ به روز نشده بود تصمیم گرفتم غزلی را ولو برای یکبار تکرار کنم و خدمت دوستان تقدیم. تا یار که را خواهد و میلش به که باشد.
کیمیای عمر
دیشب که در کویر دلم قحط آب بود
در خواب هم نظاره رویت سراب بود
سیراب و شادمان شدم از چشمه لبت
افسوس آنچه بود همه خواب خواب بود
ای کاش کل عمر به رویا گذشته بود
تا جام ما ز نوش لبت پر شراب بود
هر صبح در انتظار وصل گذشت و چو شام شد
از داغ هجر، دل چو شقایق کباب بود
باور نداشت این دل صافی از ان دو چشم
سوز و شراره ای که نامش عتاب بود
آخر گذشت عمر و جوانی چو برق و باد
هر چند این طریق گریز از عذاب بود
نامی چه ها کشید ودر اخر چه شد نصیب
از کیمیای عمر رفته که چه ناب ناب بود
دکتر اسکندریان(نامی) 7/7/1386
امید که همه دوستان عزیز در نهایت سلامت و شادکامی باشند.
بنده جند روزی در سفر بودم و نتوانستم خدمت باشم. چون تا دادن پاسخ به تک تک دوستان محترم که همیشه لطفشان شامل حال بنده و این وبلاگ بوده ممکن بود قدری بدرازا بکشد و من شرمنده شوم لذا این چند سطر را بعنوان عرض ارادت عجالتا بپذیرید تا انشا ا. بطور خاص نیز در خدمت خواهم بود.
از دوست عزیزم نیکروز نیز بخاطر این بیت زیبا تشکر می کنم:
اینجاست بهار و شادکامی وبلاگ قشنگ شعر نامی
متشکرم
دکتر اسکندریان(نامی) ۱۱/۴/۱۳۸۷
بسمه تعالی
سالروز ولادت با سعادت حضرت فاطمه زهرا (س) روز مادر و روز زن را به همه بخصوص تمام مادران عزیز و زنان محترم همچنین مادر و همسر مهربان و بزرگوار خود تبریک و تهنیت عرض میکنم و شعر زیر را به همین مناسبت تقدیم می کنم.
ای زن
سلام خاص خدا بر صلابتت ای زن
درود جن و بشر بر عدالتت ای زن
هزار غیرت مردان سپر فکند چو دید
به روز واقعه حد شجاعتت ای زن
که آورد به جهان آن مقام و جاه و شکوه
که داده است خدا در کرامتت ای زن
تویی عصاره هستی و عزت انسان
تمامت شرف است از شرافتت ای زن
تویی همان افق با شکوه اقیانوس
نهایت همه هستی نهایتت ای زن
به هم رسیده دو عالم در آن افق که تویی
مسیر فیض خدا از وساطتت ای زن
کز اسمان به زمین آمدی ویا بر عکس
زمین نبوده مکان اقامتت ای زن
ویا تو خود شدی از هر دو برتر ای کوثر
دو عالم است طفیل ولایتت ای زن
تو دختر و زن و مادر شدی به لطف خدا
ز ما درود به اصل واصالتت ای زن
سلام بر آمدن و رفتن و به زندگیت
سلام به رحلت و روز ولادتت ای زن
دکتر اسکندریان ۳/۴/۱۳۸۷

