عید سعید غدیر را به همه تبریک و تهنیت عرض نموده توفیق همگان را در این ایام مبارک خواستارم
غدیر خم, ز فیض امیر دریا شد بدست سید بطحی علی مولی شد
هزار شکر خداوند را که شد ابلاغ هر آ نچه باعث اتمام مکتب ما شد
چه صبح روشن وپاکی دمید روز غدیر که بدر ماه فراتر ز مهر رخشا شد
مبارک است بهار ولایت و گه عید خصوص امامت مولی که عیدی ما شد
هزار چشمه بجوشید از ان غدیر و مدام به کام تشنه نیکان می مصفا شد
چه با امید و چه زیبا پیامبر فرمود که" این علی (ع) پس از من امام و مولی شد"
دریچه ای به سعادت گشوده شد آنروز که تا قیام قیامت شیعه , آقا شد
سلام ما و ملائک , سلام رب و رسول به پیشگاه شریف علی اعلی شد
علی امام و ولی و وصی و شیر خدا علی عزیز خداوند و نور دلها شد
علی تبلور اوصاف کبریایی حق علی مخاطب یاسین و صاد و طه شد
علی صدای عدالت به گوش کل وجود ز حق گرایی او قسط و عدل معنا شد
علی تجمع اضداد در اشد وجوه علی میان بشر در صفات یکتا شد
صلابت جبل و نرمی نسیم, علی به روز شیر خدا, میر زهد شبها شد
علی لطافت باران به گونه ایتام به فرق ضالم وباطل چو سنگ خارا شد
علی حکیم و علیم و فقیه و کاتب وحی علی فصیح و بلیغ و عظیم واعلی شد
چگونه وصف کند یا علی (ع) کمال تو را کسی چو من که خود از نقص, دون ادنی شد
نکوست آنکه فرستم بر تو و احمد هر آنچه حکم خداوند جل و اعلی شد
که آن سلام و درود مداوم است وکثیر که بر محمد (ص) و آل محمد اهدا شد
دو باره مدح کنم یا علی که دارم دوست تو را که نور وجودت چو شمس اضحی شد
تو آفتاب حضوری منم که مهجورم به یاد روی تو "نامی" کور, بینا شد
خوشا بحال کسانیکه با دو دیده سر به رو ی حسن وجمال تو چشمشان وا شد
دکتر اسکندریان (نامی)
عید غدیر که عید امامت است / در واقع عید عید سعید ولایت است
ای کاش می رسید نشانی ز نزد دوست / تضمین که نامی هم اهل سعادت است
موفق باشید و سلامت. ما را دعا بفرمایید.
عید سعید غدیر بر تمام دوستان ادیب وفاضل مبارک باد. این برگ سبزی بود که امید است
اول مقبول طبع شریف حضرت مولی الموحدین و سپس شیعیان راستین حضرتش بویژه شما سروران عزیز
قرار گیرد. بنده را از دعای خیر و نظرات نقادانه خود برخوردار فرمایید. با تشکر و سپاس از شما
بسمه تعالی
به نام خداوند اندیشه ها
به نام خداوند اندیشه ها خداوند جان خرد پیشه ها
به دانش بشر را کرامت بداد به دل نور و سر تاج عزت نهاد
جهان را بیاراست بر آگهی خلافت ببخشید بر آدمی
ملائک که هستند بی حرص وآز ولیکن بجستند ز حق کشف راز
چرا آدمی را به ما سر کنی؟ گذشتی ز ما خلق دیگر کنی
ندا آمد از حق که ای عابدون بدانم من آن را که لا تعلمون
سپس عرضه کرد کل اسما خود از آنها بپرسید اسما خود
ملائک فرو مانده اند از جواب ولی آدمی باز گفتی جواب...
دکتر اسکندریان(نامی)
بسمه تعالی
عید سعید قربان، عید اثبات اوج بندگی و نهایت یقین و اخلاص انسان به همه فرشتگان و دیگر مخلوقات خداوند را که افتخاری است برای نوع انسان بر همه بندگان خدا و مسلمانان و بویژه هموطنان معزز تبریک و تهنیت گفته و شعر زیر را به همین مناسبت تقدیم می دارم.
عید قربان شد که جان قربان دوست
عید قربان شد که جان قربان دوست
عاشقان حق شوند مهمان دوست
اوج اخلاص و یقین و بندگی
گشت تقدیم از هواداران دوست
اولین صدیق ابراهیم بود
جان نهاده بر سر پیمان دوست
چون برآمد روسفید از امتحان
شد خلیل الله از احسان دوست
افتخار نوع انسان گشت او
از پرستش کردن جانان دوست
عید قربان باد مبارک بر همه
عیدی ما گنجه پنهان دوست
دکتر اسکندریان ۱۸/۹/۱۳۸۷
۹ ذی الحجه - عید سعید قربان
در طلب روی تو
عمر شد از کف و من در طلب روی توام
سرو آزادم و زندانی گیسوی تو ام
روزگارم شده چون زلف سیاه تو سیه
روزگاری است که در پیچ و خم موی توام
دل من خون شده از برق نگاه تو و من
باز در حسرت آن چشم جفاجوی توام
سخنت با من دل خسته بود تلخ ولیک
کشته یک سخن از لعل شکر گوی توام
نافه و مشک به کف دارم و از باد صبا
روز و شب منتظر آمدن بوی توام
هر کجا می نگرم کوه و در و دامن و دشت
همه جا ناظر بر عارض نیکوی توام
گر رسم تا بفلک چون به خود آیم بینم
کمترین ذره ای از خاک سر کوی توام
با حکیمی چو بگفتم غم درد دل خویش
گفت خاموش که من فاقد داروی توام
ای بلای دل و جان گر چه غمت کشت مرا
شکوه هر گز نکنم بلکه دعا گوی توام
شب تار است و بود کلبه من سرد و خموش
شادمانم که چنین مرغ سخنگوی توام
بعد صد سال گر آیی به سر بالینم
نو جوان از اثر خنده جادوی توام
گر ببینی به قیامت من سرگردان را
مطمئن باش که من در طلب روی توام
دکتر اسکندریان(نامی)
بسمه تعالی
هفته بسیج بر تمام بسیجیان راستین مبارک باد
بسیجیان
بسیجیان ز صفای بسیج یاد کنیم
به ذکر حمد همه یاران رفته شاد کنیم
به فعل خویش بسیجی راستین باشیم
برای دین و وطن جان در آستین باشیم
ز هر چه غیز بسیجی است احتراز کنیم
به دشمنان بسیجی اعتراض کنیم
مباد آنکه به دنیایمان بیالا
نه دشمنان دمی از خوف ما بیاسایند
هزار لعنت حق بر قلوب خناسان
مباد وسوسه سازند قلوب را آسان
که تا اگر بتوانند شک و شبهه کنند
بسیجیان پشیمان ز راه رفته کنند
به کوره راه کشانند یاور ما را
قدم قدم بستانند باور ما را
مدام صحبت مقدار نان و آب کنند
بیان مسکن و املاک به آب و تاب کنند
گهی به ثروت و بر پول خود اشاره کنند
دمی به رنگ و ریا گوشها اجاره کنند
سپس به خدعه برارنند زبان دلسوزی
که مانده است بسیجی فقیر و بی روزی
دروغ و راست کنند متهم کسانی را
که صاحبند همه اوضاع انچنانی را
خلاصه انکه پشیمان کنند بسیجی را
به طعن و حقه پریشان کنند بسیجی را
ولیک غافل از آنند که خود پریشانند
تمام اهل نفاقند و خود نمی دانند
بسیج ما ترک حضرت امام بود
که روز پنجم آذر از آن به نام بود
خدا سعادت بودن دهد میان بسیج
به روز واقعه باشیم ز حامیان بسیح
دکتر اسکندریان(نامی)
۵/۹/۱۳۸۷
