بسمه تعالی
فرا رسیدن عید سعید فطر، عید مومنان عاشق و عاشقان خالص و خالصان ولی و اولیا الله
بر همه مومنان صا ئم مبارک و تهنیت باد.
عید سعید فطرگشت روز وصال یار شد
وقت ظفر رسیده و اخر انتظار شد
عشوه ماه نو ببین موکب وصل یار شد
بهر حصول رحمت و مغفرت از عطای او
ماه خدا عنایت خاصه کردگار شد
فیض دعا ی خالص و معجزه سحرگهان
پاک نموده هر گنه را که به سال پار شد
وه چه ضیافتی خدا داد به بندگان خود
ریزه خور سرای دوست حاتم روزگار شد
خواب عبادت آمد وهر نفسش محاسنی
در رمضان که میهمان صاحب اختیار شد
لب بگشا به حمد حق رو بسوی نماز کن
فطره بده به خوش دلی موسم افتخار شد
"نامی"، دلشاد بیا مژده رسید از ولی
عید سعید فطرگشت روز وصال یار شد
دکتر اسکندریان(نامی) ۲۸/۶/۱۳۸۸
بسمه تعالی
شهادت مولای متقیان حضرت علی(ع) عصاره هستی و ثمره آفرینش،
انسا ن کامل و بنده واقعی خداوند، مولود کعبه و
شهید محراب را به تمام هستی و همچنین پیروان آن حضرت تسلیت
عرض می کنم و از خداوند کریم توفیق پیروی راستین ان حضرت
را برای خود و تمامی شیعیان حضرتش مسئلت دارم.
بسمه تعالی
یا علی
به کار تو درمانده ام یا علی ز فهم تو وامانده ام یا علی
دریغا که دنیا تحمل نکرد تو را و در این مانده ام یا علی
دکتر اسکندریان (نامی)
یا علی (ع)
بسمه تعالی
با سلام و آرزوی توفیق و قبولی طاعات و عبادات خواهران و برادران روزه دار نیمه رمضان زاد روز میلاد مسعود کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی (ع) را تبریک و تهنیت عرض نموده شعر زیر را به همین مناسبت تقدیم همه دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت می نمایم.
کریم اهل بیت و نور چشم مصطفی آمد
کریم اهل بیت و نور چشم مصطفی آمد
مبارک باد، سبط اکبر آل عبا آمد
چو شهر الله اکبر نیمه گشت و بدر ماه آمد
جمال برتر از ماه امام مجتبی آمد
قدومش باد گلباران و صد تبریک بر حیدر
نخستین پور زهرا و علی مرتضی آمد
هزاران شادباش وتهنیت بر حضرت زهرا
چو با قنداقه نورانی از نور خدا آمد
تمامی محاسن با حسن آمد به این دنیا
عجب دسته گلی از گلشن لطف و صفا آمد
کریمی که سه نوبت با خدا قسمت کند اموال
که دیده این چنین بخشنده ای کز لافتی آمد
به زعم من تمام دوره حضرت چه مشکل بود
چرا که نوبت تغییر قذرت با جفا آمد
به ظهر روز عاشورا جدا بد دوست از دشمن
ولی کار حسن(ع) مشکل تر از کرببلا آمد
عجب صبرو تحمل کرد حضرت با دل خونین
به خیل خائنین کز شام تا بیت و سرا آمد
هم اکنون نیز مظلوم است و در عین فراموشی
نمی دانم چرا اینگونه از دست قضا آمد
کنون که روز میلاد است پس شادی کن ای نامی
که دود از سر رود چون شمع چو بسط ماجرا آمد
دکتر اسکندریان(نامی)
